27 ماهگی گل دخترم
هنوز روزای خوب با هم بودنمون به 10 ماه نرسید که یه مهمون ناخونده وارد زندگیمون شد ... بدون دعوت ....
شما مریض شدی ...روز 7 مهر بود که بردیم جواب آزمایش خونت رو به دکتر نشون بدیم که نشون دادن همانا و بستری کردن همانا...
34 روز تو بیمارستان بستری شدی....متاسفانه این مهمون ناخونده وارد خونت شده بود ....
روزای سختی رو گذروندیم تو بیمارستان تو اون مدت 4 بار (از مغز استخوانت نمونه برداری کردن و از کمرت نمونه آب برداشتن )
هر بار با هزار التماس و خواهش ازم میخواستی که نذارم ببرنت ولی چاره ای جز گریه نبود هم من هم تو ......
به گفته دکترت روند درمان 2-3 سال طول میکشه اینو بدون تا آخرین لحظه همراهتم ...تا آخرین نفسم پا به پات میام
تا ووقتی که با کمک هم بتونیم این مهمون رو از وجودت بندازیم بیرون .... به امید اون روز
جا داره بازم مثل همیشه از خانواده عزیزم تشکر کنم که همیشه و هر لحظه باهامون بودن و هستن و خواهند بود
ازینجا از خاله های نینی سایتی عزیزمون هم تشکر میکنم ... البته هر چی بگم ازشون کم گفتم ..به قول خودشون آوین یه مامان نداره 40 تا مامان داره
که مثل کوه همیشه پشتمون هستن ...
خدیا تو رو قسم میدم به بزرگیت ..تو رو قسم میدم به این ماه محرم عزیز.. به حرمت خونهایی که تو این ماه ریخته شده ... به حرمت سوره یاسین که قلب قرانه و هرروز واسه آوین خونده میشه ....
به 6 ماهه علی اصغر... به دستهای بریده عباس....به حق حرمت امام حسین هیچ بچه ای مریض نشه ....خودت گوشه چشمی بهشون بکن ...آوین منم جزیی ازونا باشه ...شفای دخترمو از خودت میخوام ...
خدایا مثل پارسال معجزتو نشون بده ..... خدایا صدای این همه مادر رو بشنو ....



پ ن:یه وبلاگم واست درست کردم که آدرسشو میذارم همینجا ...http://doostenakhandeyeman.blogfa.com/
به امید روزی که سالم و سلامت باشی


27 ماهگی گل دخترم 

